خرید بک لینک
او که شعرهایَت را خونی کرد و قَلَمَت را تکه تکه، شعرهایِ دیگری و دیگران را میسِتایید. و از آزادگی و آزادیِ آنها و اشعارِ آنها، بیشتر از شادمانیِ قلبِ تو، شادمان میگشت.او که تمامِ تو را در بَند کرده بو

برچسب: نویسنده: مهدی طاهری تاريخ: سه شنبه 7 اسفند 1397 ساعت: 10:34

ئامانج، گەر ئازادی بێ، عەشقیش دەبێ لە بیر بکرێت. (سارۆ بەھرامی)

رسالت، گـَر آزادى باشد، از عشق هم بايد گـُذشت. (سارو بهرامى)

برچسب: نویسنده: مهدی طاهری تاريخ: شنبه 4 اسفند 1397 ساعت: 4:22

قلبِ بَنَفش،

از آنِ من است. كه "باد آوَرده را باد ميبَرَد"، عزيزم.

برچسب: نویسنده: مهدی طاهری تاريخ: شنبه 4 اسفند 1397 ساعت: 4:22

پيراهنِ قَهوه اى َش، از دَستانَم، لَغزيد. و او، آنرا از من رُبود. پيراهنِ قهوه اى َش، چونان اَبرِ نرمِ سپيدِ در آسمان خوابيده اى بود، كه اَبرِ سياهى بَر او غُرّيد ُ باريد و تمامَش كرد. و او هيچ نشانه اى بَر آسْمانِ قلبَم جاىْ نگذاشت. كه در بوييدنَش، چونان طفلِ دوساله ىِ از پستانِ مادَر حرام گشته، ماندَم.

به همين سادگى.

برچسب: نویسنده: مهدی طاهری تاريخ: شنبه 4 اسفند 1397 ساعت: 4:22

توىِ مترو ايستاده بودَم. معمولا هميشه ايستاده ام. خَسته بودَم. اما هَر چِقدر هم خَسته باشَم، هميشه تمامِ دستفروشهاىِ مترو را مينِگَرَم و گوشِشان ميدَهَم. زنانِ جوان، ميانسال، مُسِن. مَردانِ جوان، ميا

برچسب: نویسنده: مهدی طاهری تاريخ: شنبه 4 اسفند 1397 ساعت: 4:22

آدَمها، همانزمان كه دوستَت دارَند، تَصميم ميگيرَند دوستَت نداشته باشَند. اما چيزى نِميگويَند. آنقَدر نِشانَت ميدَهند، تا كسى كه رفتَن را بَرميگُزينَد، تو باشى. و "او" ىِ تان، شبها با خيالى آسوده، سَر

برچسب: نویسنده: مهدی طاهری تاريخ: شنبه 4 اسفند 1397 ساعت: 4:22

صفحه بندی